عضویت در خبرنامه الکترونیک

آلودگی هوا امتیازی برای شهرداران تهران/ آلودگی، هوای شهردار را دارد

کد خبر: 12
تاریخ انتشار: ۲۵ تیر ۱۳۹۴ - ۱:۲۸ ب.ظ

این که احمدی نژاد و قالیباف چگونه توانستند مسئله‌ی آلودگی هوای پایتخت را به خود مربوط ندانند، کار چندان پیچیده‌ای نیست. تنها کافی است شهرداری به کمک رسانه‌ها به مردم القا کند که این اتفاق بسیار بزرگتر از آن است که از دست ما کاری بر بیاید و نهادهای بالادستی مسئولیت آن را بر عهده دارند. کاری که شهرداری تا به امروز از پس آن کمابیش برآمده است.

ندای مردم | داستان آلودگی هوای پایتخت که بلافاصله بعد از شنیدن واژه‌ی تهران به ذهنمان می‌رسد، چند سالی می‌شود که بخشی از تمرکز رسانه‌ها را به خود مشغول کرده. عامه‌ی مردم، متخصصین حوزه‌ی شهری، نمایندگاه مجلس و شورای شهر، شهردار، وزرا، رئیس جمهور و حتی رهبری هم در خصوص آن اظهار نظر می‌کنند. هرچند بحثش در آذر و دی داغتر می‌شود، اما در باقی ایام سال هم، کم از آن نمی‌شنویم و حرفش در هرمحفلی جریان دارد.

اما این داستان به ظاهر تکراری، جنبه‌های دیگری هم دارد که تا به حال کمتر به آن پرداخته شده.

منافعی که هرچند عمومی نیست و به مضرات جمعی آن ارجحیت ندارد، اما همان منافع، به ادامه‌ شرایط فعلی آلودگی‌ هوای پایتخت و حتی تشدید آن دامن زده است. جنبه‌هایی که حداقل دو شهردار اخیر تهران تلاش کرده‌اند از آن کمک بگیرند. البته این امکان وجود دارد که خود آن‌ها نا آگاهانه از این مزیت‌ها بهره‌مند شده باشند، اما قطعا، آلودگی هوای تهران، به افزایش محبوبیت آن‌ها کمک کرده است.

برای اثبات این مدعا، لازم است این موضوع را از سال 84 و انتخاباتی که در آن برای اولین بار شهردار پایتخت به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد، دنبال کنیم.

در تبلیغات انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد، تا جای ممکن از اقداماتی که در آن دو سه سال، عمرِ شهرداری ایشان در تهران رخ داده بود، استفاده شد. اقداماتی که اغلب به افتتاح و تکمیل پروژه‌هایی که از قبل آغاز شده بود خلاصه می‌شد که البته در تمام آنها، خود ایشان برای آغاز بهره‌برداری از طرح‌ها، در مراسم حضور پیدا کرده بودند.

اما جدای از استفاده‌های تبلیغاتی از احداث بزرگراه‌ها و تونل‌ها، انتقاد از رئیس دولت اصلاحات به خاطر مسئله‌ی آلودگی هوا و نیز ترافیک شهر تهران، در دستور کار شهردار وقت قرار گرفت و حتی در فیلم تبلیغاتی ایشان نیز، از آن بهره‌گیری شد. به‌گونه‌ای که متهم ردیف اول مشکلات اصلی شهر تهران یعنی مشکل ترافیک و آلودگی‌هوا، دولت و شخص رئیس جمهور جلوه کند و شهرداری با احداث بزرگراه‌ها و پروژه‌های عظیم شهری، در جامه‌ی یگانه خدمت‌گذار واقعی مردم تهران، معرفی شود.

در نهایت نیز، این اقدامات به همراه دیگر فعالیت‌های انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد، منجر به جلب نظر مردم و کسب آرای بیشتر به نسبت سایر رقیبان شد و 8 سال کرسی ریاست جمهوری کشور را در اختیار گرفت.

اما پس از 2 دوره‌ی ریاست جمهوری، بار دیگر محمد باقر قالیباف شهردار پایتخت، بخت خود را برای تصدی بالاترین مقام اجرایی کشور، امتحان کرد. این بار هم تا جای ممکن از ساخت بزرگراه‌ها، تونل‌ها و حتی بزرگراه 2 طبقه، استفاده تبلیغاتی شد.

اقداماتی که هرچند این بار شهردار جدید نقش زیادی در پیشرفت آنها داشت و اقدامات ایشان، فقط محدود به حضور در روز افتتاحیه و پاره کردن روبان نمی‌شد، اما متاسفانه از ابتدا با هدف استفاده‌ی تبلیغاتی در انتخابات ریاست جمهوری طرح ریزی و اجرا شده بود. پروژه‌هایی که بیشتر مانند آواز دهلی بود که برای مردم ایران خوش آیند باشد تا این که مردم تهران از آن بهره ببرند.

شاهد آن، کار سه شیفت بر روی بزرگراه‌ها و تونل‌ها و ابر پروژه‌هایی است که همه در سال 91 و بهار 92 انجام و در اردیبهشت 92 افتتاح شدند، در حالی که بعضی از آن‌ها به علت نادیده گرفتن جزئیات پروژه، پس از یک سال از بهره‌برداری دچار مشکلات عدیده‌ای شدند و کار سه شیفت نیز، آسایش شهروندان مجاور این پروژه‌ها را مخدوش کرده بود.

دریاچه مصنوعی شهدای خلیج فارس در منطقه 22 شهرداری تهران که به علت بهره‌برداری پیش از احداث تصفیه‌خانه‌ی آن، مشکلات زیست محیطی زیادی برای ساکنین خانه‌های اطراف آن ایجاد کرد و مرگ پرندگان مهاجر در آن و حضور زیاد پشه در اطرافش، تنها یک نمونه از مسائلی است که شهردار تهران، با بهره‌برداری زودتر از موعد این قبیل پروژه‌ها، به شهروندان محدوده تحمیل کرد.

نکته حائز اهمیت این است که این بار هم شهردار تهران به حل نشدن معضل آلودگی هوای این شهر و حتی تشدید آن در این چند سال اشاره ای نکرد. باز هم تنها پیشرفت را در توسعه‌ی بزرگراه دانست و تا جای ممکن آن را ابزار تبلیغات قرار داد.

به طور مشخص، بحران آلودگی هوا در دو انتخابات سال 84 و 92، شهردار وقت را اینگونه یاری کرد که اولا هیچ اتهامی به شهرداری برای حل نشدن این مشکل وارد نشود، در ثانی تا جای ممکن دولت قبل را مقصر این آلودگی‌ها نشان دهد.

هرچند در سال 92، آقای عارف معاون اول دولت اصلاحات به جلساتی اشاره کرد که در سال‌های قبل از 84 با حضور جدی شخص ایشان و شهردار وقت و رئیس نیروی انتظامی آن دوره، برای حل مسئله‌ی آلودگی هوا برگزار می‌شده است. جلساتی که حضور معاون اول رئیس جمهور در آن، خود نشانگر اهمیت داشتن این موضوع برای دولت آقای….. است.

اما این که چگونه این دو شهردار توانستند مسئله‌ی آلودگی هوای پایتخت را به خود مربوط ندانند، کار چندان پیچیده‌ای نیست. تنها کافی است شهرداری به کمک رسانه‌ها به مردم القا کند که این اتفاق بسیار بزرگتر از آن است که از دست ما کاری بر بیاید و نهادهای بالادستی مسئولیت آن را بر عهده دارند. کاری که شهرداری تا به امروز از پس آن کمابیش برآمده است.

من باب نمونه کافی است با یک شهروند تهرانی در تاکسی صحبت کنید و با او باب گفتگو را در خصوص این مشکل باز کنید. به احتمال قریب به یقین ایشان خواهند گفت مسئله‌ی آلودگی هوای تهران حل شدنی نیست و باید با آن سوخت و ساخت. یا این که شهردار بیچاره چه گناهی کرده است که به خاطر بنزین بی‌کیفیت، هوای این شهر انقدر آلوده شده؟ دولت باید فکری به حال بنزین بکند.

این یعنی شهروندان این شهر مسئله‌ی آلودگی هوا را نه در حد یک بحران، بلکه همراه با روزمرگی‌های خود در این شهر از آن استقبال می‌کنند و اگر شهردار هیچ تلاشی در راستای بهبود وضعیت آلودگی هوا نکند، به آن خرده‌ای نمی‌گیرند. این شاید با همان ضرب‌المثل سنگ بزرگ هم در ذهن افراد همراه شده باشد و مسئله‌ی آلودگی هوا سنگ بزرگی باشد که هیچکس در سطح محلی توان جابه‌جایی آن را ندارد پس چه بهتر که به فکر حل این بحران نباشیم و به سراغ موضوعات دیگری برویم، در حین حل مسائل دیگر هم اگر به این آلودگی‌ها افزودیم ایرادی ندارد چرا که مقصرش مشخص است و مقامات محلی در آن متهم نیستند!

در ادامه‌ی همین ذهنیت عمومی هم هست که ملاک عملکرد شهرداران، از حل معضلات شهر به ساخت بزرگراه و تونل تغییر پیدا می‌کند. غافل از آن که با ساخت بزرگراه‌ها همواره ما از خودروهای بیشتری استقبال می‌کنیم که در شهر جابه‌جا شوند و همین امر موجب افزایش استفاده از سوخت فسیلی و افزایش آلودگی هوا می‌شود.

به علاوه برای ساخت این بزرگراه‌ها به پول نیاز داریم. شهرداری هم با تغییر کاربری باغات و فضای سبز و تبدیل آن‌ها به پاساژ و برج بخشی از آن را تامین می‌کند. همین برج‌ها هم با سینه سپر کردن و سد راه کردن، اندک امیدی را که می‌توان به بادها داشت، تا چند روزی در سال از آلودگی هوای تهران خبری نباشد، کمرنگ و کمرنگ تر می‌کنند.

به بیان ساده‌تر، خروجی تمام این اتفاقات، این می‌شود که شهرداران پایتخت نه تنها رسالت خود نمی دانند که در راستای رفع بحران آلودگی هوای تهران گامی بردارند، بلکه برای ساخت بزرگراه‌ها و پروژه‌های دیگری که مضراتشان برای مردم این شهر بیشتر از منافعشان است، باغات شهر را می فروشند. برج‌هایی هم که در این باغات به جای درختان سبز می‌شوند، جلوی بادها را می گیرند و روز به روز نفس کشیدن را در این شهر سخت تر می کند.

البته پس از انتخابات سال 92 که شهردار تهران نتوانست پیروز انتخابات شود و ساخت و سازهای بی‌شمار ایشان در پایتخت در کنار حضور و تبلیغات دیگر رقیبان، نتوانست اکثریت آراء را به سبد رای ایشان بریزد، می‌توان امید داشت که نگاه مردم و ملاک ارزیابی آن‌ها از یک شهردار موفق تغییر کرده، یا حداقل برای اکثریت شهروندان ایرانی اینچنین باشد.

شاید در آینده مدیران شهری هم که به فکر مقبولیت عمومی هستند، متوجه این شوند که دیگر ساخت بزرگراه‌های بیشتر و دو طبقه کردن بزرگراه‌های قدیمی مقبولیت نمی‌آورد. هرچند یقینا اهمیت یافتن مسائل زیست محیطی، از کمبود آب و فرسایش خاک، تا آلودگی هوا و ریزگرد‌های مهاجر، در رسانه‌ها و مطبوعات، بی‌تاثیر در این آگاهی عمومی نبوده است و اگر موج رسانه‌ای مسائل زیست محیطی فروکش کند، ملاک‌های دیگری برای ارزیابی شهردار موفق، در ذهن مردم ایجاد شود.

اما اگر چند سال بعد، باز هم یک شهردار پایتخت تصمیم به حضور در انتخابات ریاست جمهوری گرفت، همچنان مسائل محیط زیستی بایستی در بین مردم اهمیت فعلی یا بیش از این را داشته باشد.

آن شهردار باید در تبلیغات انتخاباتی خود به جای این که از افتخاراتش در احداث بزرگراه‌ها بگوید، از توسعه‌ی حمل و نقل عمومی و حمل و نقل پاک، حفظ و حراست از باغات قدیمی، جابه‌جا کردن کارخانه‌های آلودکننده‌ی هوا از حاشیه‌ی تهران و مسائلی از این قبیل بگوید، شاید که مقبول طبع مردم واقع شود.

 

منبع:معماری نیوز

دیدگاه کاربران