عضویت در خبرنامه الکترونیک
گفتگو با پدر شهید حاج ابراهیم سویزی؛

مهمترین تکلیف شرعی شهید سویزی

کد خبر: 64065
تاریخ انتشار: ۲۵ تیر ۱۳۹۴ - ۹:۰۴ ب.ظ

همان شب به مادرش فهماندم که موضوع از چه قراره ، بچه های مسجد نبی اکرم همگی آمدند خانه ما و خبر شهادت را به مادر حسن دادند.

مهمترین تکلیف شرعی شهید سویزی

به گزارش ندای مردم،آنچه در ادامه می آید گفتگو با پدر شهید و جانباز 8 سال دفاع مقدس حاج ابراهیم سویزی است که از نظر می گذرانیم :
در زمان تهاجم عراق به ایران در شهریور ماه 1359 گروهی از اهالی مسجد نبی اکرم در کنار پیش نماز این مسجد ، حاج آقای نجفی هسته ای نظامی را تشکیل داده وبه دلیل اعتقادات راسخ ، از نظر شرعی و حس میهن دوستی و اعتقاد به ولایت وظیفه خود دانستیم که به جبهه ها اعزام شویم.
عضویت در گروه های ستاد جنگ های نا منظم تحت نظر چمران اولین مرحله فعالیت ما برای حضور در جبهه ها بود ،حدود 15 روز فشرده توسط آقای بیکلو در پادگان عماریاسر در جاده کرج آموزش دیدیم و به جبهه اعزام شدیم چندتا عملیات در خدمت این ستاد بودیم و دوباره برگشتیم تهران و این بار از طرف سپاه به جبهه اعزام شدیم.
برکت روضه حضرت علی اکبر(ع)

وقتی حسن در عملیات کربلای 5 در شلمچه شهید شد،از طریق بنیاد شهید به دفتر مسجد نبی اکرم خبر داده بودند ، بچه های هیئت مسجد نبی اکرم آن شب جلسه روضه داشتند همه دوستان از واقعه خبر داشتند حتی حمید پسر ارشد من ولی کسی چیزی به من نمی گفت،من خودم کم کم متوجه شدم با خواندن روضه حضرت علی اکبر(ع) شکی که کرده بودم به یقین تبدیل شد، آخر جلسه آقای سید رسول عباسی آمد نزدیک و هر چند لحظه یک بار به صورت من بوسه می زد ، به حالتی تند بهش گفتم که«چرا امشب هی دور و بر من پرسه میزنی؟گفت:دوست دارم،بگو به من با معرفت چی شده؟حسن من شهید شده؟ ،نتوانست خودش را جمع کند با حرکت صورت به من فهماند»

همان شب به مادرش فهماندم که موضوع از چه قراره ، بچه های مسجد نبی اکرم همگی آمدند خانه ما و خبر شهادت را به مادر حسن دادند.

جنازه حسن را از طریق سپاه به باغ سلیمانیه آوردند و بچه های مسجد نبی اکرم برنامه ریزی دقیقی را انجام دادند،از مسجد نبی اکرم تا مسجد بهشتی تشیع کردند،حاج آقای نجفی روبروی مسجد شهید بهشتی بر جنازه حسن نماز خواند و برای دفن به بهشت زهرا بردند.

بعد از شهادت حسن به دلیل موج گرفتگی شرایط حضور در جبهه برای من فراهم نشد البته بغیر از عملیات مرصاد که در پایان جنگ بود،عملیات مهمی هم اجرا نشد.
مهم ترین تکلیف حسن سویزی

برای شرکت در عملیات خیبر به مدت 45 روز به منطقه عازم شد از قرار معلوم حسن شناسنامه خود را دست کاری و با گروهانی دیگر عازم منطقه شده بود،او همراه یکی از برادران به نام آقای برنجی به دوکوهه آمده بود،حسن از ترس من که دعوایش کنم که چرا درس نمی خواند تلاش داشت خود را از من مخفی کند.«با برادر برنجی توی دوکوهه برخورد کردم یک وقت من را برد گوشه ای و گفت ستون گروهان رو نگاه کن،حسن در ستون گروهان ایستاده است.از اونجایی که قد حسن بلند بود سر ستون ایستاده بود رفتم جلو باهاش سلام علیک کردم گفتم مگر قرار نبود تو بمانی تهران درس بخوانی مملکت ما به با سواد احتیاج دارد الان شماها می جنگید یک عده ضد انقلاب میروند درس میخوانند بعدا میروند بالا سر شما در آخرش هم می آیند به شما امر و نهی می کنند ، گفت بابا قول میدهم درسم را بخوانم که درس خواندنش به شهادتش منجر شد »
دست مادر چگونه شفا یافت

بعد از شهادت حسن من یکبار بیشتر خواب فرزندم را در عالم رویا ندیدم« حسن در حالی که با موهای مشکی پرفراز از داخل کوچه به سمت مسجد می رفت با حالتی مستانه به من گفت که پدر جان دنبال من نیا بگذار به هدفم برسم»
دست مادر حسن خیلی درد میکرد و دکتر های متخصص نتوانستند درد او را علاج کنند،مادر حسن یک شب خواب میبیند که حسن او را در آغوش گرفت و می گوید مادر من چرا اینقدر ناراحتی مادرش اذعان می کند که دستم خیلی درد می کند،حسن در عالم رویا به مادرش می گوید با آقا امام هشتم به دیدنتان آمدیم و امام رضا(ع)عنایت می فرماید و ناراحتی درد دست دیگر به سراغ مادر حسن نیامد.
انتظار از مردم برای دفاع از ولی فقیه

انتظار ما از مردم این است که پیرو ولایت باشند و راه شهدا را ادامه بدهند و نگذارند که استعمار دوباره به اموال و ناموس ما چنگ بزند،دوست داریم که مستقل باشیم مثل همین 34 سال که از انقلاب گذشته است،ما دوست داریم مثل رهبرمان باشیم.

*نشریه حکیم

دیدگاه کاربران